|
===================== سفر
اینجا هنوز سیمهای برق نکشیده اند. شبها ترسناک میشود.
زن کبریت میزند. _برمیگردم. ژاکت پشمی بزرگ سفید به تنش زارمیزند. سیمهای برق مثل ساقه ی لوبیا ازکف چوبی قهوه خانه بالامیخزند باشعله های نفتی که محلی ها بهشان میگویند مارقیچی . - این گوشواره ها فروشی ین آقا؟ - نه. خانم شما سردتان است اینطرفها کولاک نقش آدم رااززمین برمیدارد. بروید. زن آرایش اتاقش رادوست دارد.صبحها باگوشواره ی کولیها به گوشش و همان دامن چرک خود سوفی خانم است. - ازاینجا برو زن! زن باقیچی زبان مرد را میبرد. فقط یک کارگر جوان در تاریکی میزآخر و هیزم ها نزدیک اجاق روی هم . داستان سیگارمیکشد . ====================================== |+| نوشته شده توسط ریحانه نامدار در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 13:34 ======================= داستان نور قرمز ======================= من دستم را به پشت تو تکیه میدهم وبه تو میگویم که لای دنده های تو یک ماهی
نمیشودهرچه میگویی سفید مقوایی است وتو یک قو هستی که تمام وجودت را به زندگی بخشیده ای وآرام میخرامی روی آب یا سبزه ها یا هرجا که رنگت طلایی تر باشد. حالا این فیلم درتلویزیون پخش میشود : به جای تو هیچکس بازی نمیکند .مه ونورقرمز. من تنها هستم .تنهاوسط یک اتاق درازکشیده ام وخدامرغ ماهی خواری است که برای قسمت اول خیلی زود است. باید فکردیگری کرد. بالای سرم پرواز نکند و بیایدبنشیند روی صندلی یا . . . تخت . - سیگار؟ ======================================= ======================================= |+| نوشته شده توسط ریحانه نامدار در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 14:30 ================================================= بهشت خیلی وقت دارم آرام آرام حرف میزنم خیلی وقت دارم میخوابم صبحانه ام رابه دوردست میفرستم کارد و مربا را هزاربار روی نان تا باتو میخزم دیگر دورترنرفته باشد همینجاخوب است عزیزم به من بگو آیا همینجا هستی " آیا همینجا هستی؟ " طوفان آرامی می ورزد موها وپیراهنهای ما آسان میشود "توی گوش کوچولوی شما هستم صدای عالیجناب را می بافم" خیلی سالها میگذرد "مثل ژاپنی ها باموی های کم پشت سفید " چقدرقدیمی شده ام بااینهمه شن روی دامنم ومردی که باقاشق چایخوری مینویسد بدخط بد بی حوصله وعاشقش هستم. . . ================================================ ================================================= |+| نوشته شده توسط ریحانه نامدار در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 0:27 |
|

