|
=========================================== داستانِ خوابیده فاصله ی من ازدیوار یک تاویل بیشتر ندارد : دورتر نشسته ام .
1-انحنای میز ودایره ی بشقابها 2- 3- 4-نور عمودی 5- من نمیتوانم ظهورچیزی را ثابت کنم . نوار زرد باریکی را بر حاشیه ی دامنش میدوخت . چهره ی معمولی اش ساعتها بود که بی هیچ جاذبه ای هنوزدرآشپزخانه میچرخید . یخچال سفید را در آغوش گرفت . دامنش را پوشید . در را باز کرد و صورتش را در بخار سرد ماهی ها فرو برد . درباره ی فیروزه : سی وهشت ساله . ادبیات نمایشی . نورموضعی روی لیوانها وسایه ی مرد قدم زنان درچهارچوب در . مردی که ازخیابان به پنجره نگاه میکرد سایه ها را به دیگری نشان داد . آن شب برای پیاده روی به کنارساحل رفتند . مردی که ازخیابان به پنجره نگاه میکرد آنها رادید. زمان دریا را پاک کرده بود . ========================================= |+| نوشته شده توسط ریحانه نامدار در پنجشنبه یکم تیر 1385 و ساعت 9:13 |
|

