|
====================================== موسیقی صفحه ای که میخوانی معمولا این است: تک نوازی دف با قطره های آب که به هوا می پاشد : شغ شغ شغ شغ دو مرد رقصیده درنگاه ... دوباره میخوانی : مرد زنی را که میرقصید با چاقو دور نگاه میداشت ومرد دیگری از فاصله ی دورتر به آنها نگاه میکرد. نی تنبور صفحه ی نخست : زن پیش ازصفحه ی نخست مردی سوت زنان ازپله ها بالا میرفت نیمه شب بود وکسی به درستی اوراندید اما احتمالا چاقویی درپشتش فرورفته بود پله ها کم وبیش خونی بودند ودستگیره ی در هنوز خیس است .انگار به تازگی مهمانی به اتاق من آمده باشد. - سلام عزیزم ! - سلام عشق من ! شما اینجا چه میکنید ؟ - آمده بودم مطلب مهمی به شما بگویم . . . عموی شما با شیشه ای زهر به سمت باغ پشتی میرفت . . . - مادرم کجاست ؟ - با اسب وشمشیرش زیر باران میرقصد . . . ویلن و افلیا . . . =========================================== |+| نوشته شده توسط ریحانه نامدار در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 13:3 |
|
