|
................................... میدانستن .......................................................... |+| نوشته شده توسط ریحانه نامدار در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 19:52 - 15دقیقه ازیک فیلم - میدان دید: شاخه ی میموزا درراستای نیزه ی نگاه رابرت دنیرو باصورت خونین روی تیشرتی سفید به وسعت تمام هستی فرومی چکد . عنوان فیلم -بی توجه به والس درحال پخش- باشدت هرچه تمام ترعکس روی تیشرت رازیرورومیکند . مرگ بادامن کوتاه وموهای بافته زیرسایبانی بسیارنارنجی درحیاط هتل نوشابه مینوشد. نوشابه ی بهشتی ازاندوهی شیرین لبریزاست. ردیف توت فرنگی ها روی خامه ی سفیددقیقاازوسط قاچ شده اندودرهمان راستا تانزدیک خامه های قطب شمال، کیک ترک وحشتناکی خورده است . اثری ازشمشیرنیست. ترس وصدای سوتی غمگین باهم آمیخته میشود. مرگ موهایش رابازمیکند. بهشت دورمیزند. بقیه ی فیلم درکلافگی میان مرگ وچشمان میشی پیشخدمت جوانی میگذرد که زیرلباس رسمی کارش تیشرت "عشق من چه کسی توراازمن ربود"راپوشیده که اصلا دیده نمیشود. ================================================================= |+| نوشته شده توسط ریحانه نامدار در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 و ساعت 23:14 ....................................................................... مفهوم کیهانی سرما وبوی چوب درچهل پرده ی طاقت فرسا ودر دانه های انگور باتاجی ازنرگس بدون کلام بدون پاییز رومیزی نصف النهاری لاغر تامنگوله های دامن وگیس وگوشواره ات به زمین وفصلی کوتاه ازدوکفش تا میز ودوباره میز ودوباره میز به گوشه ی اتاق به اتاق خوابیدن ها وسیب درنقاشی به در درآینه ازمیهمان غمگین چای وروزنامه اش و زیبا و آبیٍ روشنتر روبه روی قلبت چراغ خواب عروسی دردوردست ترین عشق من! زمین تمام نمیشود. ..................................................... ..................................................... |+| نوشته شده توسط ریحانه نامدار در شنبه پانزدهم بهمن 1384 و ساعت 13:58
*اشراق گوگوش در لاس وگاس*
مدتی است که این سوال؛ ذهن یکی ازدوستان را به شدت مشغول کرده وازمن خواسته عنایتی به گزینه های زیرداشته باشم تامگراین بحران فراآنگسترومی رابتواندازسربگذراند؛شماهم اگردستی در پانته ئیسم(حکمت اشراقیه)داریدیاحداقل توی کارتون ها یک بارخرس پاندارا دیده ایدبذل عنایت رامکتوب فرمایید: * ) "مهردادآسمانی” کدامیک ازگزینه های زیراست؟ ۱) همان اره ماهی علف خوار یا به زبان ساده تر قوری پخته ی انگیزاسیو شده دردستگاه شور دشتی . ۲)آنفولانزای نیمه گوریلی بانگرشی ضمنی برداروینیسم ماکیان (چون گویا درمصاحبه ای گوگوش رادرملاعام مورد مکارم قرارداده وگوگوش هم که همه میدانیدمدتی ست از سینوزیت رنج میبرد). ۳)قسمت تحتانی کدو. ۴)برداشت سوررئالیستی آزادازصورت یکی از مفعولان سیاسی فعلی البته بدون محاسن(چون برداشت آزاداست میتوانید شانس خودرادرزمینه ی تصویرگری امتحان کنید...نترس باباجان هیچی نمیشه نقاشی تو بکش). *( پاورقی: درحکمت اشراق فاعل همان مفعول است. =========================================================== |+| نوشته شده توسط ریحانه نامدار در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 و ساعت 16:27
- زوزنقه(ذ) -
شاید همه چیز به آرامی محو شود.................................همه چیز .........مح....حو........شد . صدای غلیظ مرغ سحر ازکاهی ترین ایام به گوش میرسد....... سقوطٍ همراه بانگرانیٍ بارانٍ زردوحایل شده؛ درحالیکه ازانتهای رودخانه همه چیز به رنگ طبیعت درآمده است................طبیعتٍ بکرونرده های گلوگاهٍ اسبی پیر درآخرین نفس زدنهای پرتره ی زنی بالدار.........................چه وقت؟....چیدن میزها رابه یادبیاور.....لاو استوریٍ ناشاد ..................................................گره ی داستان وسرمای کشنده ی استحضار،حتی درقوس قوسٍ کلمات....حتی حروف....حتی چلچله هادربرفی که دارند زندگی میکنند ..............................بعدها...............بعدها چه بایدپوشید؟.................دوغول به زمین تکیه میدهند ازدونقطه ی آرامٍ خوابی آشفته که تا پای همین تخت هم رسیده وچه بسا زمین ..........چه بسا آسمان وشبٍ دارچین وریحان وسرکانگبین(سرکه +انگبین)........چیدن میزهارا به یادتودوباره درآغوش میفشرم......................قوی سحرآمیزشده ای ازسر اثاثیه اضافه آمده که میخواهم پس بفرستم.........شمعها راهم خالی میگذارم برای یک روزی که بخواهی لااقل بچه غولی دیواری باشی با دوتا چشم به روشنی مگس های زوزن زوزن شده ازوًزشٍ زرما..........دنبال زن درداستان نگرد...................................................................................................................من توی حیاط آتش روشن کرده ام.......کبابٍ سنگ میپزم. |+| نوشته شده توسط ریحانه نامدار در چهارشنبه پنجم بهمن 1384 و ساعت 23:58 |
|
